
نه راهی پیش رو دارم ، نه پشتم محکم و قرصه کسی درد منو اینجا ، نه می دونه ، نه می پرسه همیشه قصه این بوده ، که توی غصه تنهایی نه امیدی ، نه لبخندی ، نه آغوشی ، نه لالایی نگاهم گنگ و بی روحه به لبهایی که میخندن به دستایی که روحم رو به این تنهایی می بندن تموم درد من اینه ... که همدردی نمی بینم تموم درد من اینه ... اگه میبینی غمگینم چه ساده ست اونکه توفالش،رسیدنها رومی دیده که سهم ما از این دنیا ، رسیدن نیست ، امیده حسین غلامی خواه...
ادامه مطلب